بهلول :: دیده ور

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

مشخصات سایت
دیده ور

>>> به دیده ور خوش اومدی :) ...
>>> دیدن برای خوندن، خوندن برای یادگرفتن و یادگرفتن برای عمل کردن...
>>> بودنت همیشگی، سرت پرشور و دلت سرسبز...
Instagram: @Didevar_blog_ir

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بهلول» ثبت شده است

یک روز عربی از بازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد ؛ از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد ، تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد ! هنگام رفتن صاحب دکان گفت : تو از بخار دیگ من استفاده کردی و باید پولش را بدهی !!! مردم جمع شدند ، مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت ، از بهلول تقاضای قضاوت کرد !
بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذای تو خورده است ؟ آشپز گفت : نه ولی از بوی آن استفاده کرده است ! بهلول چند سکه نقره از جیبش درآورد و به آشپز نشان داد و به زمین ریخت و گفت : ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر ! آشپز با کمال تحیر گفت : این چه قِسم پول دادن است ؟ بهلول گفت مطابق عدالت است : کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند !

۲۳ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۱

فردی چند گردو به بهلول داد و گفت : بشکن و بخور و برای من دعا کن ! بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد ! مرد گفت : گردوها را می خوری نوش جان ! ولی من صدای دعای تو را نشنیدم ! بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است !

۲۱ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۱

شخص تنبلی نزد بهلول آمده و پرسید :
می خواهم از کوهی بلند بالا روم ، می توانی نزدیکترین راه را به من نشان دهی ؟ بهلول جواب داد : نزدیکترین و آسانترین راه : نرفتن بالای کوه است !!!

۲۰ دی ۹۴ ، ۲۰:۲۱