کاریکلماتور های پرویز شاپور - سری سوم :: دیده ور

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

مشخصات سایت
دیده ور

>>> به دیده ور خوش اومدی :) ...
>>> دیدن برای خوندن، خوندن برای یادگرفتن و یادگرفتن برای عمل کردن...
>>> بودنت همیشگی، سرت پرشور و دلت سرسبز...
Instagram: @Didevar_blog_ir

کاریکلماتور های پرویز شاپور - سری سوم

چهارشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۴، ۰۵:۲۰ ب.ظ

- به عیادت درختی رفتم که در بهار سبز نشد.

- صدای پایت از دورترین نقطه به گوشم مهاجرت کرد.

- خداحافظی‌ها فرصت سلام نمی‌دهند.

-برای ملاقات قوه جاذبه زمین خودم را از بالای ساختمان به پائین پرتاب کردم.

-تا از ابر اجازه نگیرم اشک نمی‌ریزم.

-از نمایشگاه نگاهت دیدن کردم.

- بچه بلبل تا یک سالگی از روی کتابچه نت آواز می‌خواند.

- وقتی دیدم باد می‌آید کلاهم را قاضی کردم.

- تمام وجود ابر اشک است.

- فواره با اینکه می‌داند سقوط می‌کند بالا می‌رود.

- عزرائیل از کسی که خودکشی می‌کند عقب می‌ماند.

- روی درختی که در بهار سبز نشد برای بهار غیبت گذاشتم.

- با قلب شکسته در مقابل آینه شکسته ایستادم.

- مطالعه در گورستان، احتیاج به ورق زدن سنگ قبرها ندارد.

- عاشق گربه‌ای هستم که زیر درخت، انتظار پایین آمدن سگ را می‌کشد.

- آب به اندازه‌ای گِل‌آلود است که ماهی یا چراغ قوه هم پیش پایش را نمی‌بیند.

- گربه پرتوقع، انتظار دارد موش به خودش سُس گوجه فرنگی بزند.

- شیرین‌ترین خاطره پرنده، در خروجی قفس است.

- ضربان قلب، لحظه حال را به هم پاس می‌دهند.

- زندگی، یک عمر، آدم را از مرگ می‌ترساند.

- وقتی پاهایم اختلاف عقیده پیدا می‌کنند، بر سر دو راهی قرار می‌گیرم.

- پوستِ موز، انتقام لگدمال شدنش را از طرف می‌گیرد.

- گربه هنگام بالا رفتن از درخت به ریش قوه جاذبه زمین می‌خندد.

- عاشق گُل قالی هستم که تا به حال خارش، پای هیچ‌بنده خدایی را مجروح نکرده است.

- مرگ، پشتوانه آن طرف زندگی است.

- نگاه گربه، هم‌سفر پرنده است.

- مرگ، ارزش یک عمر زندگی کردن را ندارد.

- عاشق جغدی هستم که بر ویرانه آزادی اشک می‌ریزد.

- عاشق باغبانی هستم که با سیراب کردن گُل‌ها رفع تشنگی می‌کند.

- آرزو می‌کنم در زمان پیری برای شنیدن صدای پایم احتیاج به سمعک نداشته باشم.

-«گیوتین» سر آدمی را که به تنش نمی‌ارزد از بدن جدا نمی‌کند.

- عاشق شانه‌ای‌ هستم که افکار پریشان را مرتب می‌کند.

- چشم‌هایم برای دیدن روی ماهت از هم پیشی می‌گیرند.

- وقتی حرفی برای گفتن ندارم از سکوت تقاضای پناهندگی می‌کنم.

- عاشق دکتر مهربانی هستم که برای بادکنک، قرص ضدنفخ تجویز می‌کند.

- عاشق گلیمی هستم که نمی‌گذارد صاحبش پا را از آن فراتر بگذارد.

- متاسفانه ناامید هستم که وقتی دستم را تا بی‌نهایت هم دراز می‌کنم، به هیچ چیز دسترسی پیدا‌ نمی‌کنم.

- برای این‌که پس از مرگ هم از مطالعه غفلت نکنم، وصیت کردم سنگ قبر را بالعکس روی مزارم بگذارند.

- پرگاری که تحت فشار قرار بگیرد، بیضی ترسیم می‌کند.

- گویی اعداد، سرگرم بازی فوتبال با صفر هستند.

- کبوتر نامه‌رسانی که مقصش کوی یار است، از ‌رساندن نامه‌های غیرعاشقانه معذور است.

- بهترین منظره‌ای که در زندگی‌ام دیده‌ام در یک شب تابستانی بود که ماه از حرکت بازمانده بود و تمام ستاره‌ها جمع شده بودند و آن را هُل می‌دادند.

 

 

 

 

 

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.