معنویات :: دیده ور

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

دیده ور

سرگرمی، آموزنده، هنری

مشخصات سایت
دیده ور

>>> به دیده ور خوش اومدی :) ...
>>> دیدن برای خوندن، خوندن برای یادگرفتن و یادگرفتن برای عمل کردن...
>>> بودنت همیشگی، سرت پرشور و دلت سرسبز...
Instagram: @Didevar_blog_ir

۱۷ مطلب با موضوع «معنویات» ثبت شده است

ماه رمضون نصفش چه زود گذشت...

متخصصان فایده های زیادی درمورد روزه داری گفتند، اما فایده ی اصلی روزه، فایده های معنوی و روحی هست و اون حس خوبی که به آدم دست میده...

روزه داری فقط نخوردن و ننوشیدن نیست بلکه تمرین خوب بودنه، حالا به هر روش...

روزه رو نباید برحسب وظیفه گرفت، روزه رو باید با عشق و شوق گرفت و اینه که ارزشمنده تو دنیایی که خیلی از ادماش ارزشهارو از یاد بردن و واسه راحت بودنشون آسمون ریسمون میبافن، غافل از اینکه گاهی چه ساده بی حرکتی و راحتی آدم رو غرق میکنه...

یکی از فایده های روزه داری تقویت اراده فردی ، بردباری، خودسازی و همچنین یه جور آزمایش برای سلامتی بدنه...

در ادامه نظر تخصصی کارشناسان آورده شده:

دکتر ژان فرموزان در باره فواید روزه داری چنین می گوید:

در آغاز روزه داری، زبان باردار است، عرق بدن زیاد می شود، دهان بو می گیرد، گاه آب بینی را می افتد و همه، علامت شستشوی کامل بدن است. پس از سه، چهار روز، بو برطرف می شود، اسیداُوریک ادرار کاسته می شود و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده ای می کند و در این حال اعضا هم استراحتی دارند.

 

دکتر کارلو آمریکایی در مورد فواید روزه می گوید:


روزه درمانی دراز مدت برای موارد زیر تجویز می شود:

1- فشار خون زیاد،2-تَصَلُّب شرائین که تازه آغاز شده،3-گرفتگی مجاری خون و لنف،4-آسم قلب،5-آنژین قلبی،6- سرطان خون،7- امراض عصبی،8-اختلالات دستگاه متابولیسم (چاقی، نِقرِس، ورم مفاصل، رماتیسم،9-امراض کبد،10- ورم کیسه صفرا،11-امراض معده و روده،12-یبوست مزمن،13-ورم لوزه مزمن،14-زکامهای حلق و بینی،15-زکامهای نای و نایژه،16-ناراحتی های کلیه و مثانه،17-امراض زنان (تورم لگن خاصره، اختلالان قائدگی، نازایی، یائسگی)،18- اگزما،19-دمل،20-کورک و کهیر،21-امراض چشمی مثل آب سبز،22-سر درد مزمن،23-افسردگی،24- ضعف جنسی،25-هیجان شدید،26-وسواس،27- نوالژی، مخصوصاً میگران،28- صعب العلاج،29- سرطان قبل از آشکار شدن


دکتر کارلو :

روزه ای که اسلام واجب کرده، بزرگترین ضامن سلامتی بدن است.


دکتر کارل (فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی) می گوید: 

لزوم روزه داری در تمام ادیان تأکید شده است. در روزه ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعف احساس می شود، ولی در عین حال کیفیات پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند، به فعالیت می افتند و بالاخره تمام اعضا مواد خاص خود را برای نگهداری و تعادل محیط داخلی و قلب قربانی می کنند.

دکتر کودل پا فرانسوی می گوید:

5/4 بیماری ها از تخمیر غذا در روزه ها است که همه با روزه اصلاح می گردد.

۱ نظر ۰۲ تیر ۹۵ ، ۲۳:۵۵

دهه محرم چه زود تموم شد...

چند وقت بود بد رقم بیقرار و خسته بودم ولی با طلوع محرم دریای آرامش شدم...

ده شب کلاس عشق امام حسین (ع) و همراهانشون بدجور دل آدم رو جلا میده، تو این ده شب روضه جلسه های حمید علیـــمی خیــــلی پرلطف بود...

جلسه های امام حسین (ع) آموزش ارزشها، آموزش عشق, آموزش مهربانی، اوج بزرگی، اوج بخشش، جانفشانی و آموزش انسانیت به تمام معنی  و برگشت و خوب شدنه...

رفیقا حواسمون باشه، بودند دوستای چندین ساله ی امام که شب عاشورا تو تاریکی امام رو رها کردند، و بودن کسایی مث حر که دم آخر اومدن...

بودن کسایی مث وهب نصرانی که مسلمون نبود وامام رو نمیشناخت ولی با یه نگاه جز اولین فداییان امام شد و بودن به ظاهر مسلمانهایی که حافظان قرآن بودن ، کسایی که از شدت نماز پیشونیشون پینه بسته بود ولی شمشیر بر پسر فاطمه (ص) کشیدن...

رفیقا یادمون باشه هزاران نفر برا امام حسین نامه نوشتن،دعوت کردند اما یا نیومدند یا رفتن...

حبیب پیرمرد هفتاد و پنج ساله ای،انس، "جون" غلام سیاه اباذر و عمار و همه یارای امام حسین موندن و جونشون رو فدای حق کردند فدای حسین(ع)...

رفیقا حرف آخر بگم کسایی بردن که تو عمل یار حسین شدن و یاری رسوندن نه تو حرف...

ای کاش سال دیگه اگه زنده بودم کامل و بهتر باشم، چون باید بهتر باشم...


دیدم لب عطشان را ، ای کاش نمی دیدم

ارباب پریشان را ، ای کاش نمی دیدم

بی یار و معین ارباب ، تنها وسط میدان

دیدم شه خوبان را ، ای کاش نمی دیدم

۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۹:۳۹

 

 عاشورا زبان حال حضرت زینب سلام الله

ای شاه بی لشکر بگو پس لشکرت کو؟

گر تو سلیمانی بگو انگشترت کو ؟

ظرف دو ساعت این همه نیزه شکسته؟

بوی تو می آید بگو پس پیکرت کو ؟

با ناله های فاطمه اینجا دویدم

گر تو حسین مادری پس مادرت کو؟

یک جای بوسه در تنت باقی نمانده

خاک دو عالم بر سرم موی سرت کو ؟

آقای من پیراهنت کو ؟ خاتمت کو ؟

سیمرغ قاف عاشقی بال و پرت کو ؟

گیرم سرت را از قفا آقا بریدند

آن بوسه ای که داده ام بر حنجرت کو ؟

از تو توقع دارم ای تندیس غیرت

برخیزی از زینب بپرسی معجرت کو ؟

این دشت دشت چشمهای خیره سر شد

آقا کمک من خواهرت را دخترت کو

  شاعر علی اکبر لطیفیان

۱ نظر ۰۱ آبان ۹۴ ، ۲۱:۰۰

 

 

لذتم هست که دستم به رهت افتاده
قطعه قطعه بدنم دور و برت افتاده

شمس قرآنی و من٬ ماه، ولیکن سایه
نیستم بهر کسوفت، قمرت افتاده

گرچه جان باخته ام، لیک شدم افسرده
سعی من سود نداد و علمت افتاده

پاره شد مشک، جگر سوخت که نومیدی در
بین اطفال و زنان حرمت افتاده

خوب شد پرده ی خون چشم مرا پوشانده
کاشف الکرب نبیند که غمت افتاده

۳۰ مهر ۹۴ ، ۱۹:۵۹

علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها
« علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » است.علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.


روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادند: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.


کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است.بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال و برخی بیست نه سال نوشته اند.از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.

۲۹ مهر ۹۴ ، ۲۳:۴۲

 

حضرت علی اکبر نور دیده امام حسین (ع) بود، جوانی که شباهت بسیار زیادی به حضرت محمد(ص) داشت تا جایی که هنگامی وارد میدان شد بسیاری از پیرمردانی که پیامبر را دیده بودند شمشیرشان را غلاف کردند و گفتند محمد به میدان آمده...

شهادت نور چشم امام حسین بزرگترین زخم بر سینه آن حضزت بود. پیکر علی اکبر توسط لشکر ملعون عمر بن سعد تکه تکه شد...

به حرم تا که تو را از سفرت آورند

پدر پیر تو را پشت سرت آوردند

 

چقدر در سر راهم پر خونین دیدم

چه بلایی به سر بال و پرت آوردند

 

چنگ ها جوشن و خوود و سپرت را بردند

در عوض هرچه که می شد به سرت آوردند

 

نیزه هایی که هنوز از نوکشان می ریزد

لخته خون های گلویت خبرت آوردند

 

پشت تو تا به حرم پیش رخ نامحرم

شانه های خم زینب پدرت آوردند

 

تا در آغوش کشم جسم تو را بار دگر

تکه تکه تنی از دور و برت آوردند

 

آخرین عضو تو وقتی به حرم آید شکر

مادرت نیست بگویم پسرت آوردند

 

۲۹ مهر ۹۴ ، ۲۳:۳۷

لب تر کن از پیاله ی کوثر توهم برو

برخیز علی اصغر خیبر تو هم برو

از صبح گریه کردی و دل شوره داشتی

دیدی رسید نوبتت اخر توهم برو

شش ماه میشود به تو من خو گرفته ام

باشد، عصای پیری مادر توهم برو

فکر دل شکسته ی عمه نمی کنی؟

کم بود داغ قاسم و اکبر؟ تو هم برو

هر شعبه ی سه شعبه برای تو نیزه ایست

در بزم تیرو نیزه و خنجر توهم برو

بعد از عموت ماندت اصلا ً صلاح نیست

او رفت پیش ساقی کوثر توهم برو

تا خیمه ها هنوز به غارت نرفته است

قبل از شروع معرکه بهتر.... تو هم برو

شاعر: سید جواد پرئی

۲۸ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۰